العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

210

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

بدان كه اى آقا و مولاى من ! تا اينجا كه گفت : من گرفتار زمامدارى اهواز شده‌ام اگر آقا و مولايم صلاح بداند و مرا محدود به حدى كند يا اينكه منعكس كند براى من مثالى را كه به آن استدلال جويم بر آنچه كه مرا نزديك بخداى عز و جل و رسولش مىكند و خلاصه كند در نامه‌اش آنچه را كه براى من از كردار صلاح و شايسته مىداند به آن و در آنچه مىبخشم و ميگيرم زكاتم را كجا بدهم و بچه چيز مصرف كنم و با چه كسى انس بگيرم و با كى آسايش كنم و بكى مطمئن باشم و بسوى او براى رازم پناه آورم باشد كه خدا بواسطه‌ى رهنمائى تو مرا نجات بخشد زيرا كه تو حجت خدائى بر مردم و امين خدائى در زمين هميشه نعمت خدا است بر تو . عبد اللَّه بن سليمان گفت : پس حضرت ابى عبد اللَّه او را پاسخ داد و نوشت : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - خدا با رفتارش به تو نيكى فرمايد و باحسانش به تو لطف كند و تو را نگهبان رعيتش قرار داده زيرا كه ولى اين كار است ، اما بعد فرستاده‌ى تو نامه‌ات را آورد سپس خواندم و آنچه را كه خاطرنشان كرده بودى فهميدم و دانستم كه گرفتار زمامدارى اهواز شده‌اى شادمان شدم و ناراحت و به زودى ترا آگهى دهم ان شاء اللَّه كه چرا ناراحت شدم و چرا شادمان ، اما شادمانيم به زمامدارى تو اميدوارم كه خدا بواسطه‌ى تو گرفتارى را از دوستان آل محمّد پناه دهد و خوارى را بواسطه‌ى تو عزيز كند و برهنه‌ى آنان را بپوشاند ، ناتوان آنان را توانا كند ، و بواسطه‌ى تو آتش مخالفانشان را خاموش كند و آنچه سبب ناراحتى من شد از اين كار همانا پست‌ترين چيزى كه بر تو مىترسم اين است كه طعنه‌اى بزنى بدوستى از دوستان ما كه بوى بهشت را استشمام نكنى پس همانا من آنچه را كه پرسيدى براى تو خلاصه كردم اگر تو به آن عمل كنى و تجاوز نكنى اميد است بسلامت بمانى ان شاء اللَّه . خبر داد مرا پدرم از پدرانش از على بن ابى طالب از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم كه